سال جهش تولید
  • 1399-03-26 21:55
  • كد محتوا:12139

محله­ ی بیدآباد از محلاتي است که در شمال رودخانه ­ی زاينده ­رود قراردارد و مافرخي در قرن 5 ه.ق، معجم­ البلدان یاقوت حموی، الأنساب سمعانی و دیگر مراجع عربی، آن را ويذآباد نامیده ­اند زیرا در کلمات فارسي که آخر آن دال مهمله و پيش از آن واو و يای ساکن و يا الف ماقبل مفتوح بود، دال مهمله تبديل به ذال معجمه می‌شد و بنابراین، بیدآباد معرب و یذآباد نیست. از صفويه به بعد، اين کلمه به بيدآباد تبديل شده ­است.

محله­ ی بیدآباد از محلاتي است که در شمال رودخانه­ ی زاينده ­رود قراردارد و مافرخي در قرن 5 ه.ق، معجم ­البلدان یاقوت حموی، الأنساب سمعانی و دیگر مراجع عربی، آن را ويذآباد نامیده ­اند زیرا در کلمات فارسي که آخر آن دال مهمله و پيش از آن واو و يای ساکن و يا الف ماقبل مفتوح بود، دال مهمله تبديل به ذال معجمه می‌شد و بنابراین، بیدآباد معرب ویذآباد نیست. از صفويه به بعد، اين کلمه به بيدآباد تبديل شده ­است.

در قرن چهارم هجري که علاء­الدوله سور معروف خود را به دور اصفهان کشید، محله­ ی بيدآباد خارج از شهر اصفهان بوده­ است ولي در قرن 5 ه.ق که قسمتي از آن به محله­ ی بان لوفه نزديک شده ­بود، جزء شهر شده­ بود و قسمتي ديگر جزء قبرستان شهر درآمده بود. آنچه مسلم است اين محله در زمان صفويه از محلات بزرگ و پرجمعيت اصفهان و داخل حصار بوده ­است. امروزه بيدآباد شامل محلات درکوشک، محله نو، چهارسو، علی­قلي­ آقا و چندين محله­ ی ديگر از محلات کنوني شهري است.

ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی معتقد است ريشه­ ی اين کلمه از لغت ويد است که از لغات اوستايي و از ادعيه و سرودهاي باستاني اوستايي است و آبادي آن محل را به ويد منسوب کرده­ اند زیرا مقدس محسوب می‌شد (رفیعی مهرآبادی، 1352: 191). مرحوم مهریار درباره­ ی ریشه­ ی این واژه می‌نویسد: «ایرانیان دوست داشته­ اند نام گیاه و درخت را اغلب در نام ده به کار ببرند. به همین دلیل، بید که درخت بومی و رایج اطراف و اکناف ایران است، در بسیاری از نام‌های امکنه آمده­ است. تقریباً بیشتر از صد ناحیه، با بید نامبردار شده است از قبیل بیدان (در شهر بم، جیرفت، کرمان، بافت و زرند)، بیدآباد (در یزد و تربت حیدریه) و بید (در بوشهر، بیرجند و سبزوار) و غیره.

مادی قمش از مقابل قلعه­ ی موجان در زیر مادی نایج جی، از رودخانه جدا می‌شد و دیه­ های بزرگ چون بیدآباد را آبیاری می‌کرد (همان،562). در طومار شیخ بهایی، هشت سهم و نیم از 52 سهم مادی قمش، مخصوص بیدآباد بود (رک: جابری انصاری، 1378: 423) لیکن در اواخر عهد قاجار به بیدآباد 5 و نیم سهم آب از این مادی اختصاص یافت.

ده شیش را نیز با نام بیدآباد به هم پیوسته بودند و هر دو را شیش و بیدآباد می‌نامیدند (مهریار، 1382: 519).

مسجد تاريخي سيد (سيد حجت­الاسلام شفتي) و یکی از مدارس قدیمی اصفهان از دوره­ ی صفویه به نام مدرسه­ی میرزاحسین که نزدیک مسجد­سید قرار دارد، از آثار تاریخی محله­ ی بیدآباد است. مدرس­ی میرزاحسین از مدارس طلبه ­نشین اصفهان است و در دور­ی شاه­ سلیمان صفوی در سال 1099 بنا شده­ است.

در محله­ ی بیدآباد، مجموعه بناهایی مرکب از مسجد و حمام و بازار و سرای و چهارسو به نام علی­قلی ­آقا، از مجموعه بناهای نفیس تاریخی اصفهان است. باباحسن نامی از جمله باباهای اصفهان، به این محله منسوب است و شعبه ­ای از مادی فدن که از کنار آثار علی­قلی­ آقا می‌گذرد، به نام باباحسن است (هنرفر، 1350: 682 و 649، 302).

بزرگانی که پیش از صفویه در این محل می­زیسته ­اند:

- ابوعبدالله احمدبن محمدبن عبدالله­بن اسحاق­بن ماجه ویذآبادی مؤدب، متوفی 422 ه.ق که مردی زاهد و کثیرالحدیث بود.

- ابومحمد جابری­بن منصوربن محمدبن صالح ویذآبادی، شیخ حدیث ابوسعید سمعانی که خود از ابوالعباس احمدبن عبدالغفاربن اشته اصفهانی حدیث نقل­ کرده­ است.

- ابومحمد اعرج عبدالله­بن اسحاق­بن ابراهیم اعرج خیاط ویذآبادی، متوفی پیش از 360 ه.ق که از ابوحنیفه روایت می‌کرده­ است.

و بعد از صفویه:

- آقا محمدبن ملامحمد رفیع گیلانی بیدآبادی (1197 ه.ق) از اجله­ی حکما و متألهان و افاضل سیر و سلوک.

- حجت­الإسلام سید محمدباقربن محمدنقی موسوی شفتی گیلانی اصفهانی بیدآبادی(1260 – 1175 ه.ق) که در نجف از محضر بحرالعلوم استفاده کرد و چندی هم در کربلا از محضر درس صاحب شرح کبیر و نیز از محضر سید محسن کاظمینی استفاده کرد. وی هشت سال در قم، نزد میرزای قمی درس خواند و به اصفهان آمد. مسجد­سید در محله­ ی بیدآباد که خود نیز در آن مدفون است، از آثار اوست.

- حاج سید اسدالله ­بن حاج سید محمدباقر حجت­الإسلام بیدآبادی (1337–1290ه.ق) از علما و شاگرد صاحب جواهر و معروف به حجت­الإسلام ثانی که در عصر خود، چون سلمان فارسی محسوب می‌شد و گذشته از تمام محاسن علمی و خانوادگی و زهد، خط را نیز بسیار شیوا می‌نوشت.

- آقا سید هاشم­بن حاج سید محمدباقر شفتی بیدآبادی متوفی 1293 ه.ق از مجتهدان عصر.

- آقا سید مؤمن­بن حاج سید محمدباقر شفتی بیدآبادی متوفی 1294 ه.ق، از علما و مجتهدان که پس از وفات، در نزدیکی قبر پدرش در مسجد­سید مدفون شد.

- حاج سید محمدباقر معروف به حاج آقا ابن حاج سید اسدالله­بن حاج سید محمدباقر شفتی بیدآبادی متوفی 1333 ه.ق که به نجف رفت و جزء اعلام نجف به شمار می‌آمد و محضرش از نظر علم و ادب قابل توجه بود. نیکو معاشرت، تیز ذهن، لطیف روح و سخی­الطبع بود و پس از اقامت در نجف به اصفهان برگشت.

- سید مهدی­بن سید محمدعلی­بن حجت­الإسلام شفتی بیدآبادی (1319– 1278) از علما و بزرگان و مؤلف کتاب غرقاب در شرح حال علمای قرن 11.

- سید ابوالقاسم­بن حاج سید محمدباقر شفتی بیدآبادی (1290 هـ.ق) از علمای بارع که پس از پدر مرجع امور شرعی در اصفهان بوده ­است.

- شیخ عزیزالله بیدآبادی از مشایخ بیدآباد که در علم جفر و رمل و اعداد، استاد و فقیهی عالی­ مقدار بود.

- حاج میرزا یحیی مدرس بیدآبادی معروف به کاشی­پز فرزند میرزا اسماعیل مدرس بیدآبادی (1349– 1254) از بزرگان و شعرا و مدرسان و مؤلفان که تخلصش در شعر یحیی بود (رفیعی مهرآبادی، 1352: 193و192).

 

منبع: رصدخانه فرهنگي اجتماعي اصفهان. (1395). شناسنامه فرهنگي اجتماعي محلات شهر اصفهان، فاز اول. اصفهان: انتشارات سازمان فرهنگي تفريحي شهرداري اصفهان.